30 آبان 89

اول نوشت:چند روزی می شه منتظر باریدنتم آسمون...

دوست دارم فقط و فقط به صدای تو گوش بدم.می دونم تو با من حرف می زنی با چیک و چیک و چیک...

می شنوم... چیک و چیک و چیک...

 آه...
باران... باران...
شیشه ی پنجره را باران شست...
از دل من اما
چه کسی نقش تو را خواهد شست...

 پی نوشت (۱): این هم از اولین بارون پاییزی با دو تا رعد و برق...

پی نوشت (۲): خدا کنه امسال بباره و بباره و بباره

من به خاک افتاده ی کوی توام دستم بگیر...

http://www.farhangnews.ir/sites/default/files/content/images/story/92-03/08/n00223923-b.jpg

دلم گرفته تر از شیشه های شهر شماست...

http://www.whittonphotography.com/photos/bw/windowrain.jpg

انگشت های هیس ما را از هر طرف نشانه گرفته اند...

http://axgig.com/images/02123687729707101963.jpg

15 آبان 89

این‌ روزا تو شهرِ قصه‌ هر کسی‌ ترانه‌بافه‌

این‌ روزا حتی کلاغم‌ عاشق قلّه‌ی‌ قافه‌

 هر صدای‌ بی‌صدایی‌ این‌ روزا عربده‌ سازه‌
آخه‌ گفتن‌ توی‌ این‌ شهر٬ جاده‌ی‌ حنجره‌ بازه‌

 بیا تاساعت‌ خواب با شب‌ اندازه‌ نگیریم‌
وقت‌ بیداری‌ آواز٬ پشت‌ پلکمون‌ نمیریم‌

 بیا هم بازی من‌ شو! نگو قد کشیده‌ سایه‌ت‌
چشم می‌ذاریم‌ رو درخت‌ می‌شماریم‌ تا بی‌نهایت‌

 می‌ریم‌ اونجایی‌ که‌ دلها برای‌ ترانه‌ تنگه‌
بهترین‌ بازی دنیا، بازی الاکلنگه‌

 اونجا که‌ برق رفاقت‌ تو نگاه آسمونه‌
تنها دلواپسی‌ ما مشق‌ نانوشتمونه‌

 نگو ماهی‌ ترانه‌ این‌ روزا شام‌ نهنگه‌
نگو چوب‌ اون‌ درخته‌ حالا قنداق تفنگه‌

 بیا این‌ ترانه‌ها رو با صدای‌ هم‌ بخونیم‌
اول قصه‌ نخوابیم‌، تا ته‌ قصه‌ بمونیم‌

 بیا چشم‌ بذار که‌ با هم‌ رد بشیم‌ از پل خورشید
تا همه‌ بفهمند‌ عشق‌ از دل ها نمی‌شه‌ دزدید
 
 پی نوشت(۱): آی‌ پاسبون‌ سوت‌ سوتکی‌! بازم‌ من‌ و جریمه‌ کن‌!
                       ترانه‌های‌ تاز‌مو به‌ جرم‌ من‌ ضمیمه‌ کن‌!

 پی نوشت(۲): آی‌ پاسبون‌ سوت‌ سوتکی‌! برگ‌ جریمه‌هات‌ کمه‌!
                      تو این‌ شب‌ ناشنوا، خلاف من‌ دم به دمه!

پرنده های قفسی، عادت دارن به بی کسی

http://images.persianblog.ir/619699_C9p79izv.jpg

باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست؟

دیگران را هم غم هست به دل، غم من لیک غمی غمناک است

http://www.parsafun.com/wp-content/uploadbahman90/5d6aa7e70ade8c1fd55db6e5fed52d8c.jpg

اوست نشسته در نظر. من به کجا نظر کنم؟

قاصدک... در دل من همه کورند و کرند

ز بس که گریه نکردم غرور بغض شکست، برای غسل دل مرده آب لازم نیست

http://uploadtak.com/images/p1231_250657_3540283746710.jpg

کودکی هایم اتاقی ساده بود...

http://koodaki.org/sites/default/files/extra/201211/chl.12.11_(16).jpg

شبیه برگ پاییزی پس از تو قسمت بادم، خداحافظ ولی هرگز نخواهی رفت از یادم!!!

http://www.ashena.ir/static/media/normal/yellow_autumn_leaves.jpg

ابتدای شعر من انتهای درد شد، شعر های سبز من مثل برگ زرد شد!

http://www.akslar.com/wp-content/uploads/2010/09/autumn_leave-10.jpg

1 آبان 89

دلم برای دلی تنگ می شود گاهی

دلی که سنگ تر از سنگ می شود گاهی

برای لحظه ی دیدار اتفاقی او
میان ثانیه ها جنگ می شود گاهی

"دلم برای خودم تنگ می شود گاهی..."

 پی نوشت(۱): فکر می کنم خیلی سخته کسی دلتنگ خودش بشه...

پی نوشت(۲):من تازه اول راهم...