29 اسفند 90
اول نوشت: خدا من رو٬ ما رو بیامرزه...
برای اعتراف به کليسا می روم
روی در روی علفهای روئيده
بر ديوار کهنه می ايستم
و همه ی گناهان خودم را يکجا اعتراف می کنم
بخشيده خواهم شد به يقين!!!
علفها بی واسطه با خدا سخن می گويند...
اول نوشت: خدا من رو٬ ما رو بیامرزه...
برای اعتراف به کليسا می روم
روی در روی علفهای روئيده
بر ديوار کهنه می ايستم
و همه ی گناهان خودم را يکجا اعتراف می کنم
بخشيده خواهم شد به يقين!!!
علفها بی واسطه با خدا سخن می گويند...
اول نوشت: می گن حافظه ی پروانه و ماهی گلی خیلی کوتاه مدته... ای کاش من پروانه بودم یا ماهی گلی...
ديگر صدايت نمیزنم
میدانم که وقتت ناگزير و
گريههايت ميان راه بود ...
هر برگی به باغ میريخت،
شب خواب زنبق و
روزش به سوزِ باد میرفت
دلداریام نباش!
نه بهاری رسيده،
نه بهانهای به خندههای کودکانه ...
زندگی هنوز،
همان رسم دلبستگیهای رويايیست
يکی صورت ستاره میچيند و
يکی صورتکهای کاغذی ...
ديگر صدايت نمیزنم
پايم اينسوی در و
حرفم به پشت پا مانده است
مثل دلوی شکسته، که با باران
فقط ترانه میخواند ...
آخر قصهها
هميشه صفحهی سپيدیست،
ساکت و خالی
برای نگاه منتظری که خيره میماند
آخر قصهها ...
پی نوشت: راستی دیشب بارون اومد...
اول نوشت: این پست موقته... کاملش می کنم. فعلا فقط همین...
باز آ٬ باز آ٬ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بت پرستی٬ باز آ
این در گه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ...
پی نوشت (۱): از دیروز تا الان حالم فقط این رباعی رو می طلبه.
پی نوشت (۲): الهی العفو...
دوست داشتم قشنگ ترین جملات رو برای تشکر بکار ببرم...
اما اینقدر کار همتون بزرگ و پر افتخار بوده و اینقدر لطف همتون بی نهایت، که من کلمات رو نمی تونم کنار هم بچینم و تشکر کنم...
بنابراین، بپذیرید سادگی کلامم رو لطفاً...
ممنونم
از حسن، شبنم، امیر، مژگان، عابر، زهراوار...، آذر،
علیرضا، صبا٬ یاسمن، نرگس، روح شریف، امیر٬ اسماعیل، پانیذ، باران، نوید،
فاطمه و حمیدرضای عزیزم...
خیلی ممنونم
از مهدی و محسن عزیز که دو جزء از کلام خدا رو تلاوت کردند.
و خیلی خیلی ممنونم
از مامان و بابا...
خوشحالم که تونستیم با کمک همدیگه قرآن رو ختم کنیم. اولش ۵ جزء باقی مونده بود که الان با لطف امیر و صبا شد ۳ جزء، اگر داوطلبی نداشته باشند، خودم افتخار خوندنش رو به عهده می گیرم.
از دعاهای همتون هم بسی سپاس...
در پناه قرآن باشیم و هرگز خدا رو از یاد نبریم. چون تنها کسی ست که ما رو هرگز فراموش نمی کنه...
دوستتون دارم...
پی نوشت: به تشکراتم امیر و صبا رو هم اضافه می کنم. ازتون ممنونم دوستان دوست...
بعداْ نوشت: خدا رو شکر بالاخره اومد!!! چشم همه روشن... باریدنت مبارک آسمان![]()
![]()
![]()