1 اسفند 90
دوست داشتم قشنگ ترین جملات رو برای تشکر بکار ببرم...
اما اینقدر کار همتون بزرگ و پر افتخار بوده و اینقدر لطف همتون بی نهایت، که من کلمات رو نمی تونم کنار هم بچینم و تشکر کنم...
بنابراین، بپذیرید سادگی کلامم رو لطفاً...
ممنونم
از حسن، شبنم، امیر، مژگان، عابر، زهراوار...، آذر،
علیرضا، صبا٬ یاسمن، نرگس، روح شریف، امیر٬ اسماعیل، پانیذ، باران، نوید،
فاطمه و حمیدرضای عزیزم...
خیلی ممنونم
از مهدی و محسن عزیز که دو جزء از کلام خدا رو تلاوت کردند.
و خیلی خیلی ممنونم
از مامان و بابا...
خوشحالم که تونستیم با کمک همدیگه قرآن رو ختم کنیم. اولش ۵ جزء باقی مونده بود که الان با لطف امیر و صبا شد ۳ جزء، اگر داوطلبی نداشته باشند، خودم افتخار خوندنش رو به عهده می گیرم.
از دعاهای همتون هم بسی سپاس...
در پناه قرآن باشیم و هرگز خدا رو از یاد نبریم. چون تنها کسی ست که ما رو هرگز فراموش نمی کنه...
دوستتون دارم...
پی نوشت: به تشکراتم امیر و صبا رو هم اضافه می کنم. ازتون ممنونم دوستان دوست...
بعداْ نوشت: خدا رو شکر بالاخره اومد!!! چشم همه روشن... باریدنت مبارک آسمان![]()
![]()
![]()
این روزها