1 مرداد 89
از آه سردت آسمون می لرزه
دل از سکوت جادوییت می ترسه
دل از سکوت جادوییت می ترسه
برام بگو تموم قصه هاتو
که بشکنی طلسم اون صداتو
کی بهتر از من با تو هم زبونه
قصه های نگفتتو می دونه
کی شونه هاش مرحم گریه هاته
می شکنه اما تا ابد باهاته
منم که بی تو گل بی بهارم
بمون... نذار بریزه برگ و بارم
من و صدا کن که برات بمیرم
ترانه هامو از تو یاد بگیرم...
پی نوشت: گوش بدین بد نیست...
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۵/۰۱ ساعت توسط م...
این روزها