15 آبان 91
اول نوشت: حتما بخونیدش...
غم دنيا نخواهد يافت پايان
خوشا در بر رخ شادی گشايان
خوشا دلهای خوش، جانهای خرسند
خوشا نيروی هستیزای لبخند
خوشا لبخند شادیآفرينان
كه شادی رويد از لبخند اينان
نمیدانی دريغا، چيست شادی
كه میگويی: به گيتی نيست شادی
نه شادی از هوا بارد چو باران
كه جامی پر كنی از جويباران
نه شادی را به دكان میفروشند
كه سيل مشتری بر آن بجوشند
چه خوش فرمود آن پير خردمند
وزين خوشتر نباشد در جهان پند
اگر خونين دلی از جور ايام
« لب خندان بياور چون لب جام»
که پيش اهل دل گنجیست شادی
كه دستاورد بیرنجی ست شادی
به آن كس میدهد اين گنج گوهر
كه پيش آرد دلی لبخندپرور
به آن كس میرسد زين گنج بسيار
كه باشد شادمانی را سزاوار
نه از اين جفت و از آن طاق يابی
كه شادی را به استحقاق يابی
جهان در، بر رخ انسان نبندد
به روی هر كه خندان است خندد
چو گل هرجا كه لبخند آفرينی
به هر سو رو كنی لبخند بينی
چه اشكت همنفس باشد، چه لبخند
ز عمرت لحظه لحظه میربايند
گذشت لحظه را آسان نگيری
چو پايان يافت پايان ميپذيری
مشو در پيچ و تاب رنج و غم گم
به هر حالت تبسم كن، تبسم...
پی نوشت (۱): به هر حالت :) کن :))
پی نوشت (۲):آرزویم این است...
این روزها