15 تیر 92
اگر ستارهها مثل هم بودند
شبی برای قسمتكردن نمیماند...
بايد آب بشويم
شناسنامههايمان دست ابر،
و حوصلهای به اندازهی دل دريا
كودك هم كه زبان باز كرد
كمتر گريه میكند.
دلتنگی روز، تقصير ما نيست
از خودشان بپرس كه هفته را هفتاد قسمت میكنند...
میگويند انسان زادهی فراموشیست
برای همين "عادت" میكند...
ولی با دو چشمهی پر آب و خشكيدگی اين دو دست
به زيارت هر آوازی كه بروی
به خدا سازت خواهد بريد
ديدی كه با گريه هم میشود حرف زد...
پی نوشت: چقدر حرف دارم برای گفتن...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۱۵ ساعت توسط م...
این روزها