دلم برای تک تک شما تنگ است...

یادم نیست کی، کجا، چرا این شماره خط خورده است.

به من از گفت و گوی گریه اجازه می دهند

فقط از احتمال سکوت سخن بگویم،

من دلم برای کلماتی از جنس روشن بوسه لک زده است.

چمدان هامان بسته

راهمان دور و

مسافرانمان که غریب!

عجیب تر اینکه در انتهای بیداری

همه ی ما به طرز غریبی شبیه یکدیگریم.

من می خواهم از همین موضوع ساده بگویم

اما به من از گفتگوی گریه... چرا؟

منظورش از احتمال سکوت را نمی فهمم

اما جور عجیبی غمگین و خط خورده می خواند.

هنوز هم این دفترچه ی تلفن

پر از شماره ی کسانی است که دیگر از خوابهای ما رفته اند

چمدان های ما بسته

راههای دور و

مسافران نیامده...

پی نوشت: از سه روز پیش تا حالا تونستم 25 تا شماره رو از گوشیم حذف کنم... چند تای دیگه قراره حذف بشه نمی دونم!!!