1 فروردین 92
دلم برای تک تک شما تنگ است...
یادم نیست کی، کجا، چرا این شماره خط خورده است.
به من از گفت و گوی گریه اجازه می دهند
فقط از احتمال سکوت سخن بگویم،
من دلم برای کلماتی از جنس روشن بوسه لک زده است.
چمدان هامان بسته
راهمان دور و
مسافرانمان که غریب!
عجیب تر اینکه در انتهای بیداری
همه ی ما به طرز غریبی شبیه یکدیگریم.
من می خواهم از همین موضوع ساده بگویم
اما به من از گفتگوی گریه... چرا؟
منظورش از احتمال سکوت را نمی فهمم
اما جور عجیبی غمگین و خط خورده می خواند.
هنوز هم این دفترچه ی تلفن
پر از شماره ی کسانی است که دیگر از خوابهای ما رفته اند
چمدان های ما بسته
راههای دور و
مسافران نیامده...
پی نوشت: از سه روز پیش تا حالا تونستم 25 تا شماره رو از گوشیم حذف کنم... چند تای دیگه قراره حذف بشه نمی دونم!!!
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۱/۰۱ ساعت توسط م...
این روزها