آشناترين صدای اين حدود پنج‌شنبه!
کنار غربت راه و مسافران خيس‌چشم،
دارم به ابتدای سفر می‌روم
به ابتدای هرچه در پيش‌رو می‌رسم.

گوش می‌کنی؟
می‌خواهم از کنار همين پنج‌شنبه حرفی بزنم
حالا که دارم از ياد می‌روم،
دارم سکوت می‌شوم،
می‌خواهم آشناترين صدای اين حدود تازه شوم.

...

جهان را همين‌جا نگهدار
من پياده می‌شوم.