15 خرداد 92
اول نوشت (۱): قالبم رفته تعمیرگاه. عجالتاً باید با همین کنار بیام... حتی بعد از پاییز هم دوست می دارم قالب پاییزیم رو...
اول نوشت (۲): اینقدر نگین عکس قشنگی نیست. بهم بر می خوره!!! دوستانی که من رو دیدند می دونند که این عکس خیلی شبیه منه...
چه مهمانان بی دردسری هستند مردگان
نه به دستی ظرفی را چرک میکنند
نه به حرفی دلی را آلوده
تنها به شمعی قانع اند
واندکی سکوت...
پی نوشت (۱): خدا کنه بارون بیاد...
پی نوشت (۲): شاید جز بهترین لحظات زندگیم وقتی بود که فهمیدم عمه شدم...
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۳/۱۵ ساعت توسط م...
این روزها