30 تیر 90
دل نوشت: به اندازه ی همه ی این روزها٬ الان گریه کردم. الان که پی نوشت وبلاگتون رو خوندم٬ آقا سید...
خدایا٬ به حق خانم حضرت رقیه...
خدایا٬ به حق خانم حضرت رقیه...
کمی شازده کوچولو (۳۴): رسم و رسوم از آن چیزهایی است که پاک از خاطره ها رفته. این همان چیزی است که باعث می شود فلان روز با باقی روزها و فلان ساعت با باقی ساعت ها فرق می کند...
حوصله ی نوشتن رو ندارم...
پی نوشت: التماس دعا...
بعداْ نوشت: شکر... شکر... شکر...
که اگه همه ی عمرم رو در سجده باشم و سپاس بگم٬ ذره ای از رحمت بی نهایتت رو نمی تونم جبران کنم.
چه ببخشی و چه نبخشی...
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۴/۳۰ ساعت توسط م...
این روزها